يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد راهي نروم كه بيراه باشد چيزي ننويسم كه آزار دهد كسي را يادم باشد كه روز و روزگار خوش است همه چيز بر وفق مراد است و خوب، تنها ،دلِ ما ،دل نيست!
توی تهران، نزدیکای میدون مادر، یه میدون کوچیک هست به نام «میدان کوشا». دور میدون یه کتابفروشی هست به نام «افرنگ» و درست کنارش یه چلوکبابی هست به نام «جناغ». بین تابلوی این دو تا مغازه یه تابلو هست که روش نوشته:
ندیده کس چنین بزمی غذای روح و جان یکجا دلا دیگر چه می خواهی؟ کتاب آنجا، کباب اینجا